ناممکن
سه شنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۲۳ ب.ظ
شاید دلت را باختی یک جورِ ناممکن
قلبت به عقلت داد یک دستورِ ناممکن
آنجا که هستی قلب تو از دسترس دورست
جایی شبیه نقطههای کورِ ناممکن
شاید گرفتم از تو و از چشمهای تو
حق ورودم را به آن محصورِ ناممکن
یک پنجره احساس کاری می کند از من
چیزی بفهمی غیر از آن منظورِ ناممکن
صیاد اگر امیدوارِ روزیاش باشد
ماهی دچارش میشود در تورِ ناممکن
بی تو بمانم این غزل را دفن خواهم کرد
دور از شعاع باورم، در گورِ ناممکن
رزقی به دستم رسید از جای ناممکن
....................................
سلام
این بیت رو چندباری در زندگانی لمس کردم
صیاد اگر امیدوارِ روزی اش باشد
ماهی دچارش می شود در تورِ ناممکن
خیلی زیبا بود ، براتون آرزوی موفقیت میکنم